نوشته‌ها

آرایشگاه

آرایشگاه ۱: لوازم و وسایل آرایشی + ترجمه

مقدمه

آرایشگاه و لوازم آرایشی چقدر برای شما اهمیت دارد؟ همه می‌دانیم زیبایی و آراسته بودن در تمام تمدن‌ها مورد پسند و تاکید است. شاید معیارهای زیبایی و آراستگی از یک فرهنگ و کشور، به فرهنگ دیگر متفاوت باشد اما همه جای دنیا آرایشگاه و لوازم آرایشی از اصلی‌ترین نیازهای هر انسان محسوب می‌شود.

تصور کنید در یک کشور دیگر بخواهید ازین خدمت استفاده کنید.

آرایشگاه

ما در این مقاله با بعضی از لوازم و وسایل آرایشی آشنا می‌شویم. با پارسیان ادیب همراه باشید:

برخی لوازم و وسایل مخصوص آرایشگاه:

ردیف نام وسایل و لوازم آرایشگاه ترجمه
۱ Hairdryer (سشوار) 
۲ straighteners (اتوی مو) 
۳ curling irons (بیگودی) 
۴ Scissors (قیچی)
۵ clippers (ماشین موزنی) 
۶ trimmers  (ماشین موزنی برای صفر زنی و از ته زدن)
۷ razor (تیغ) 
۸ Gel (ژل موی سر) 
۹ mousse (موس موی سر)
۱۰ wax (واکس مو) 
۱۱ hair lacquer or hair spray  (اسپری مو)
۱۲Barrette(سنجاق سر)
۱۳ Hair clips (کلیپس مو) 
۱۴  hair slides ( گل سر)
۱۵ Bobby pin (سنجاق سر)
۱۶ comb (شانه)
۱۷ brush (برس)
۱۸ Razor blade (تیغ ریش تراش)
۱۹ Electric shaver (ریش تراش برقی)
۲۰ Makeup bag (کیف آرایش)
آرایشگاه

به چند اصطلاح مشهور آرایشگاه توجه کنید:

?how short would you like it : موهایتان را چقدر کوتاه کنم؟

 ?do I need to book : آیا باید از قبل نوبت بگیرم؟

?which of these colors would you like: کدام یک از این رنگ هارو دوست دارید؟

منتظر مقاله‌های بعدی آرایشی ما باشید.

آشپزی

اصطلاحات آشپزی در زبان انگلیسی: ترجمه + تصویر

مقدمه

آشپزی و غذا بخش مهمی از فرهنگ هر کشور محسوب می‌شود. فرض کنید به عنوان یک آشپز قرار است در رستورانی خارج از کشور کار کنید، مراحل پخت یک غذا را در یک ویدئو به زبان انگلیسی توضیح دهید، یا یک رمان انگلیسی بخوانید که در آن از اصطلاحات آشپزی استفاده شده است و … پس دانستن آن جزء بدیهیات یک زبان جدید است.

مرتبط مطالعه کنید:  غذاهای معروف دنیا 

با مقاله جدید پارسیان ادیب همراه باشید:

اصطلاحات آشپزی همراه با ترجمه:

ردیف ترجمه نام اصطلاح آشپزی
۱ از قبل گرم کردن preheat
۲ چرب کردن grease
۳ تکه کردن slice
۴ بخارپز کردن steam
۵ تفت دادن Saute  
۶ با قاشق ریختن spoon
۷ رنده کردن grate
۸ در فر پختن bake
۹ برش زدن، قطعه قطعه کردن cut up
۱۰ نگینی خرد کردن dice
۱۱ پوست کندن peel
۱۲ ریزریز کردن chop
۱۳ جوشاندن boil
۱۴ اضافه کردن add
۱۵ هم زدن با قاشق stir

مثال و تصویر هر اصطلاح آشپزی:

Preheat the oven to 160 ° C.آشپزی

Grease the pan before pouring the cake liquid.آشپزی

slice the carrot.آشپزی

Steam the broccoli.آشپزی

Saute the meats for ten minutes.

Spoon the mixtures carefully into the bowls.

Grate some cheese on the pizza.

Bake at 180 ° C for 20 minutes.

Could you cut the pizza up please?آشپزی

Diced potatoes.آشپزی

Peel and dice the Eggplants.

Chop the onions.

Boil the eggs in water.

Add sugar.

Stir the tea.

الفبا

گذشته حروف الفبا انگلیسی (۳): صنعت چاپ + وجه تسمیه حروف

مقدمه

در مقاله‌های قبل درباره قصه حروف الفبا صحبت کردیم: از کجا آغاز شد، چگونگی تکامل شکل حروف الفبا، علت پیدایش حروف کوچک، منشأ بسیاری از زبان‌های دنیا، صداهای مختلف از حروف یکسان، داستان اختراع کاغذ و … .

با ادامه سرگذشت حروف انگلیسی همراه پارسیان ادیب باشید:

علت پیدایش خط نوشتاری

با اختراع چاپ، افراد بیشتری خواندن و نوشتن را آموخته‌اند. از آنجا که نوشتن هر حرف جداگانه بیشتر طول می‌کشد، خط نوشتاری برای نوشتن سریعتر دست‌خط ابداع شد.

رومی‌ها دریافتند که افزودن یک خط تیره کوتاه به انتهای نوشته‌ها به نوشتن منظم و متناسب آنها کمک می‌کند. به این خط، خط SERIF گفته می شود که در فرانسه به معنی LINE است. در برنامه word با تنظیم گزینه‌ای به نام Hyphenation این کار را انجام می‌دهیم.

داستان فونت

در دوران مدرن، با تکامل چاپ و به ویژه با نوشتن توسط رایانه، سبک‌های نوشتاری تایپوگرافی جدید (به نام FONT) و قلم‌های جدید ظاهر شده‌اند.

وقتی در کامپیوتر تایپ می‌کنیم، ابتدا می‌توانیم قلم مورد نظر خود را انتخاب کنیم. در مرحله دوم، ما می‌توانیم انتخاب کنیم که با نویسه‌های معمولی(general) بنویسیم، یا از ITALIC ،BOLD یا UNDERLINED (برای کل متن یا فقط برای قسمتی از متن یا کلمات و عبارات) استفاده کنیم.

بعضی حروف موقع نوشتن به سمت راست متمایل هستند که باعث می‌شود نوشته سبک‌تر به نظر برسد و باعث زیباتر شدن بعضی Fontها می‌شوند، که به آن Italic می‌گوئیم.

از Bold برای برجسته سازی کلمات استفاده می‌شود. نویسه‌های پررنگ نسبت به حروف چاپ شده با حروف عادی سنگین‌تر و تیره‌تر هستند.

Underline، که باعث می شود یک خط ثابت در زیر نوشته‌ها ظاهر شود، همچنین روشی برای برجسته‌سازی و یا تاکید بر روی کلمات یا جملات است.

اختراع دستگاه چاپ

قبل از یوهانس گوتنبرگ، که در اواسط دهه ۱۴۰۰ زندگی می‌کرد، نوشتن فقط با دست انجام می شد. گوتنبرگ دو نوآوری عمده به ارمغان آورد. یکی از آنها اختراع نوع متحرک، یعنی تمبرهای کوچک فلزی برای هر حرف الفبا بود. دیگری دستگاه چاپ بود که ساخت صدها نسخه از یک کتاب از همان ماتریس را امکان پذیر می کرد.

چاپ و تایپوگرافی با گذشت زمان بسیار کم تغییر کرد، تا قرن نوزدهم، زمانی که دستگاه‌هایی اختراع شدند که می‌توانستند به صورت خودکار قلمهای یک خط کامل یا حتی کل صفحه را تنظیم کنند. در قرن بیستم، چاپ چنان تحول یافته است که امروزه کل کتابها، هم از حروف چاپی و هم از تصاویر، مانند کتابهای هنری، در رایانه ساخته می‌شوند و به لطف ماشین‌های عظیم خودکار چاپ می‌شوند.

در همه جای دنیا از حروف الفبا استفاده می شود. طبق برخی تخمین ها، بیش از سه چهارم زبان های جهان از حروف الفبا استفاده می کنند و حدود ۶۰ درصد از مردم جهان به زبان هایی صحبت می کنند که الفبای نوشتاری دارند. میلیون ها نفر در سراسر جهان، عمدتا در آسیا، از نمادهای مبتنی بر تصویر استفاده می کنند، که به آنها LOGOGRAMS (نمادهای کلمه ای) یا IDEOGRAMS (ایده های نوشتاری) می گویند.

مزایای استفاده از الفبا چیست؟

برای یادگیری زبان ایتالیایی، به عنوان مثال، ما فقط باید ۲۱ حرف یاد بگیریم، برای یادگیری زبان انگلیسی یادگیری ۲۶ حرف لازم است. با این حال، برای یادگیری نوشتن چینی، شما باید چند صد نشانه مختلف را بدانید. علاوه بر این، نوشتن یا چاپ حروف الفبا آسان تر از تولید صداهای مختلف است.

اگر دو حرف اول حروف زبانهای مختلف را مقایسه کنیم، می‌بینیم که برخی از حروف از نظر شکل شبیه به هم هستند و برخی از آنها، اگرچه از نظر شکل متفاوت هستند، اما نام‌های بسیار مشابهی دارند.

مطالعه زبان های باستانی یک علم است. همانند همه علوم، اکتشافات جدید می تواند به نتیجه گیری جدید منجر شود. دانشمندان ممکن است در مورد معنای نمادهایی که بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت دارند اختلاف نظر داشته باشند.

الفبا

حرف A

در دوران باستان، گاو در کشورهای خاورمیانه یک حیوان گرانبها بود. برای کشیدن گاوآهن و تهیه مزارع گندم و پنبه و انتقال آبی که برای آبیاری مزارع استفاده می شد، استفاده می شد. گاوها همچنین گوشت برای غذا و پوست برای لباس پوشیدن و ساختن چادر فراهم می کردند. نام سامی این حیوان بسیار مفید ALEPH بود و تصویر آن به اولین حرف الفبای سینائی تبدیل شد. در واقع، این حرف در اصل شبیه سر گاو بود. هنگامی که یونانیان این حرف را قرض گرفتند، آن را ALPHA نامیدند.

الفبا

حرف B

در نگاه اول، حرف B مکان خوبی برای زندگی به نظر نمی رسد، اما در اصل فقط این را نشان می داد: BETH، یعنی خانه. کلمه باستانی بت زبانهای خاورمیانه در نام برخی از شهرها وجود دارد، به عنوان مثال BETHLEMME که به معنی “خانه نان” است.

حرف با الفبای سینائی احتمالاً نشان دهنده نقشه کف خانه ای است که فقط یک اتاق دارد. در الفبای فنیقی یک نقطه به سمت بالا داشت، شاید پرده ای را نشان می داد.

در الفبای یونانی، این حرف در ابتدا دو نقطه داشت و BETA نام داشت. سپس آنها شروع به گردآوری نکاتی کردند که باعث می شود حرف شبیه همان حرفی شود که امروز استفاده می‌کنیم.

آخرین دایناسورها

داستان آخرین دایناسورها: کلمات جدید + فایل ویدئویی و صوتی

مقدمه

داستان آخرین دایناسورها از آن دست قصه‌های جذاب و دوست‌داشتنی کودکان خصوصا پسربچه‌هاست که عظمت و قدرت خارق‌العاده دایناسورها برایشان هیجان‌انگیز است.

اما داستان ما در اینجا پایان جالب و شیرینی دارد، با پارسیان ادیب همراه باشید:

متن فارسی

داستان آخرین دایناسورها

دریک سرزمین گمشده از جنگل‌های استوایی، در بالای تنها کوه منطقه، محاصره‌شده در میان یک دهانه‌ی ساخته‌شده از مواد مذاب آتش‌فشانی،یک گروه از آخرین بازماندگان دایناسورهای بزرگ و وحشی زندگی می‌کردند.

برای هزاران و هزاران سال، آن‌ها از تمامی تغییرات زمین جان سالم بدر بردند. و اکنون با رهبری فراسوتورس بزرگ، آن‌ها داشتند برنامه‌ریزی می‌کردند که از مخفیگاه خود بیرون بیایند و بار دیگر جهان را به تسخیر خود دربیاورند.

فراسوتورس یک دایناسور خفن از نژاد رکس تیرانوسور بود که با خود فکر کرد که زمان زیادی را به‌صورت منزوی از دیگر جهان گذرانده بودند. برای همین، برای چند سال دایناسورها با کمک یکدیگر، دیوارهای دیواره‌ی بزرگ آتش‌فشانی را خراب کردند. وقتی که کارشان تمام شد، تمامی دایناسورها به‌دقت دندان‌ها و پنجه‌های خود را تیز کردند؛ تا بار دیگر در دنیا رعب و وحشت ایجاد کنند.

وقتی که خانه‌ی چندین و چند هزارساله‌ی خود را ترک کردند، همه‌چیز برای آن‌ها تازگی داشت؛ و با آن چیزی که در خانه‌ی خود، به آن عادت داشتند بسیار تفاوت داشت.

اما برای روزها، دایناسورها به‌طور مصمم به راه خود ادامه دادند.

درنهایت از بالای تعدادی کوه، شهر کوچکی دیدند. خانه‌ها و مردم شهر مثل نقاطی ریز دیده می‌شدند. دایناسورها که هیچ‌گاه انسانی ندیده بودند، از کوهپایه به سمت پایین پریدند، درحالیکه آماده بودند هر چیزی که سر راهشان قرار می‌گرفت را ویران کنند.

اما، همان‌طور که به آن شهر کوچک نزدیک‌تر می‌شدند، خانه‌ها بزرگ و بزرگ‌تر می‌شدند … و وقتی‌که درنهایت دایناسورها به آن شهر رسیدند، مشخص شد که خانه‌ها از خود دایناسورها خیلی بزرگ‌تر بودند! پسربچه‌ای که داشت ازآنجا می‌گذشت گفت: “پدر! پدر! من چند تا دایناسور کوچک پیدا کردم! آیا میتوانم آن‌ها را نگه‌دارم؟”

زندگی نیز این‌چنین است. فراسوتورس وحشتناک و دوستانش به حیوانات خانگی بچه‌های روستا تبدیل‌شدند. وقتی دیدند که سیر تکاملی میلیون‌ها سال، چگونه گونه‌ی جانوریشان را به دایناسورهای ریزه‌ میزه تبدیل کرده است؛ یاد گرفتند که هیچ‌چیز تا پایان باقی نمی‌ماند، و شما همیشه بایستی برای وفق دادن خود (با شرایط جدید) آماده باشی.

آنها هم با تبدیل‌شدن به حیوانات خانگی عالی و شاد با شرایط جدید وفق پیدا کردند.

آخرین دایناسورها
مرتبط مطالعه کنید: جوجه اردک زشت 

فایل ویدئویی قصه آخرین دایناسورها را با زبان اصلی مشاهده کنید:

متن انگلیسی

The Last Dinosaurs

In a lost land of tropical forests, on top of the only mountain in the region, trapped inside an old volcanic crater system, lived the last ever group of large, ferocious dinosaurs.

For thousands and thousands of years they had survived all the changes on Earth, and now, led by the great Ferocitaurus, they were planning to come out of hiding and to dominate the world once more.

Ferocitaurus was an awesome Tyrannosaurus Rex who had decided they had spent too much time isolated from the rest of the world. So, over a few years, the dinosaurs worked together, demolishing the walls of the great crater. When the work was done, all the dinosaurs carefully sharpened their claws and teeth, in readiness to terrorise the world once again.

On leaving their home of thousands of years, everything was new to them, very different from what they had been used to inside the crater.

آخرین دایناسورها

However, for days, the dinosaurs continued on, resolute .

Finally, from the top of some mountains, they saw a small town. Its houses and townsfolk seemed like tiny dots. Never having seen human beings before, the dinosaurs leapt down the mountainside , ready to destroy anything that stood in their way…

However, as they approached that little town, the houses were getting bigger and bigger… and when the dinosaurs finally arrived, it turned out that the houses were much bigger than the dinosaurs themselves. A boy who was passing by said: “Daddy! Daddy! I’ve found some tiny dinosaurs! Can I keep them?”

And such is life. The terrifying Ferocitaurus and his friends ended up as pets for the village children. Seeing how millions of years of evolution had turned their species into midget dinosaurs, they learned that nothing lasted forever, and that you must always be ready to adapt .

And adapt those dinosaurs did, Making for truly excellent and fun pets.

فایل صوتی داستان آخرین دایناسورها

مرتبط مطالعه کنید: داستان اسحاق نیوتن

آخرین دایناسورها

vocabulary

کلمات جدید قصه آخرین دایناسورها

tropical گرمسیری
crater دهانه اتش فشان
ferocious وحشی
dominate تسلط داشتن
awesome عالی
demolishing تخریب
sharpened تیز
claws پنجه
readiness آمادگی
terrorist تروریستی
resolute مصمم
townsfolk مردم شهر
leap پرش
mountainside کوهستان
terrifying وحشتناک
evolution سیر تکاملی
adapt سازگار شدن
چندزبانه

چندزبانه های معروف دنیا: مغز قابلیت یادگیری چند زبان را دارد؟

مقدمه

آیا چندزبانه بودن کار سختی است؟ مغز انسان قابلیت فراگیری چند زبان را دارد؟ آنچه در این مقاله آورده شده است تعداد محدود و شاید معروف از این افراد نابغه در دنیا هستند و مطمئناً افراد دیگر هم در این رابطه وجود دارند که در مجالی دیگر باز به بعضی از آنها خواهیم پرداخت.

افراد چندزبانه به کسانی می گویند که به چندین زبان تسلط کامل دارند.

به راستی مغز انسان قابلیت فراگیری چند زبان را دارد؟ البته بسته به استعداد و تلاش و کوشش فرد در این مقاله خواهیم دید که تا پایان عمر و بدون هیچ محدودیتی می‌توان زبان جدید فراگرفت و از استفاده و کاربرد آن لذت برد.

با مقاله جدید پارسیان ادیب همراه باشید:

چندزبانه های معروف دنیا

چندزبانه

امیل کربز

در کتاب رکوردهای گینس نام یک دیپلمات آلمانی به نام امیل کربز است که در سال ۱۹۳۰ از دنیا رفته است ولی نام او همچنان به عنوان شخصی که رکورد صحبت کردن به بیشترین زبان زنده دنیا ( چندزبانه) را به نام خود ثبت کرده است، با صحبت کردن به ۶۵ زبان زنده دنیا می‌درخشد.

گفتنی است؛ این دیپلمات آلمانی ۶۵ زبان دنیا را می‌دانست و در حال خواندن ۱۲۰ زبان دیگر بود.

چندزبانه

علی پیرهانی یک چندزبانه موفق ایرانی

مطبوعات و رسانه‌هاي ايران همواره علي پيرهاني را به عنوان دومين فرد چندزبانه‌ي جهان معرفي مي‌کنند. در واقع علي پيرهاني قدرت تکلم ۱۹ زبان زنده دنیا را دارد.

چندزبانه

تیموتی دونر

او ۲۳ ساله اهل آمریکا بود که به ۲۳ زبان زنده دنیا مسلط بود. او به عشق حافظ و مولانا فارسی را آموخت.

زندگی در نیویورک با تجمع انواع زبان ها برای تیموتی، فرصتی برای برقراری ارتباط با افرادی که به زبان مادری‌شان صحبت می‌کنند و فضایی برای یادگیری زبان‌های مختلف را فراهم آورده است و از او یک چندزبانه موفق ساخته است.

آلبرت انیشتین

(به آلمانی: Albert Einstein؛ ۱۴ مارس ۱۸۷۹ – ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیک‌دان نظری آلمانی بود که نظریه نسبیت را به‌عنوان مهم‌ترین دستاوردش توسعه دادو به‌خاطر تاثیرش بر فلسفه علم نیز شناخته می‌شود. در نظر عامه مردم، اینشتین بیشتر به‌خاطر فرمول هم‌ارزی جرم و انرژی یعنی E=mc۲ شهرت دارد که از آن به‌عنوان معروف‌ترین فرمول در سراسر جهان یاد می‌شود. او «برای خدماتش در زمینه فیزیک نظری و به‌ویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک»، موفق به کسب جایزه نوبل در سال ۱۹۲۱ شد.

انیشتین، به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و لاتین قادر به صحبت بود.

چندزبانه

کلئوپاترا (Cleopatra)

پلوتارچ تاریخ‌شناس در جایی نوشته بود که «کلئوپاترا در کل چهره جذابی نداشت اما هوش، ذکاوت و دلربایی و صدای بسیار زیبایش زبانزد همه بود.» جالب است بدانید که کلئوپاترا به چندین زبان مختلف صحبت می‌کرد و در ریاضی، فلسفه، سخنوری و ستاره‌شناسی هم سررشته داشت. کلئوپاترای هفتم بیش از ۲ هزار سال پیش دیده از جهان فروبست اما همچنان یکی از پرنفوذترین زنان تاریخ محسوب می‌شود.

ملکه‌ی زیبای مصری که خود را با سم مار کبری کشت! او به ۹ زبان زنده دنیا تسلط داشت: یونانی، حبشی، لاتین، عربی، عبری، سوری،‌ زبان ماد‌ها، زبان اشکانیان.

زبان بومی کلئوپاترا یونانی و اهل خاندان بطلیموسی بود، خانواده‌‌ی اصیل یونانی که بعد از مرگ شاه الکساندر، در مصر به حکومت پرداختند. دانستن زبان‌های مختلف به کلئوپاترا در مسائل دیپلماسی و مالی کمک زیادی می‌کرد.

چندزبانه

ملکه الیزابت اول (Queen Elizabeth I)

ملکه الیزابت یکم نه تنها به خاطر علاقه‌اش به مد معروف بود، (وی بیش از ۲۰۰۰ جفت دستکش داشته است!) بلکه ایشان به ۱۰ زبان زنده در دنیا مسلط بودند. او به زبان انگلیسی، فرانسه، فلمنگی، لاتین،‌ یونانی، ایتالیایی، اسپانیایی، ولزی (نوعی از گویش بریتانیایی)، کرونی، اسکاتلندی و ایرلندی مسلط بود.

دانستن این همه زبان به او کمک می‌کرد تا بتواند با افراد زیادی از اکثر کشورها (و تمام نقاط بریتانیا) ارتباط برقرار کند و بتواند زبانی رایج برای صحبت با بازدیدکنندگان و سفیران سایر بخش‌های اروپا بیابد.

در سال ۱۶۰۳، سفیر ونیز،‌ Giovanni Carlo Scaramelli، راجع به ملکه الیزابت اظهار داشت: « او به نحوی به هر کدام از این زبان‌ها تسلط دارد که گویی تمام آن‌ها زبان مادری ایشان است».

اما آنچه که این ملکه را از دیگر پادشاهان و زبان شناسان متمایز می سازد، تبحر وی به عنوان یک مترجم است. از جمله کارهای او در این زمینه می‌توان به ترجمه‌ی سیسرو، سنکا و کالوین به انگلیسی و همچنین کتاب Prayers or Meditations (تالیف کاترین پار به زبان انگلیسی) به لاتین، فرانسوی و ایتالیایی در دوران نوجوانی‌اش اشاره کرد.

چندزبانه

لودویک لازاروس زامنهوف

پزشک لهستانی و آفرینندهٔ زبان بین‌المللی اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ است. این زبان متأثر از زبان آلمانی علیا با گویش ییدیش است. یونسکو سال ۱۹۸۶ را، به پاس خدمات زامنهوف به بشریت و به خاطر ابداع زبان اسپرانتو، سال «زامنهوف» اعلام کرد.

روز اسپرانتو، که مهم‌ترین روز در تقویم بزرگداشت‌های زبان اسپرنتو است و تحت نام‌های دیگری مانند روز زامنهوف، روز جهانی کتاب اسپرانتو، روز ادبیات اسپرانتو و روز بین‌المللی فرهنگ اسپرانتو نیز به آن اشاره می‌شود، در واقع هر ساله در روز ۱۵ دسامبر، یعنی روز تولد زامنهوف، در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود.

دکتر لودویک لازاروس زامنهوف، در سال ۱۸۵۹ در لهستان به دنیا آمد. وی به زبان‌های عبری با گویش ییدیش، روسی، لهستانی، آلمانی و فرانسه تسلط داشت. علاوه بر این‌ها مطالعات زیادی نیز در زمینه ی زبان‌های لاتین، یونانی و عبری در دوران مدرسه‌ی خود انجام داد. دکتر لودویک در سال ۱۹۱۷ درگذشت.

چندزبانه

فریدریش انگلس

فریدریش انگلس فیلسوف و تاجر مشهور آلمانی، صمیمی ترین همکار کارل مارکس شناخته می شود. وی در زمینه ی زبان شناسی نیز جز صاحب نظران به شمار می‌رود و بر زبان‌های مختلفی مانند روسی، ایتالیایی، اسپانیایی، فرانسوی، انگلیسی، لهستانی، ایرلندی، گوتیک، زبان نورس باستان تسلط کامل داشت. انگلس همچنین به مطالعه‌ی زبان عربی پرداخت و فارسی را در سه هفته فرا گرفت. با بیش از ۱۲ زبان مختلف در کارنامه‌ی خود، وی را می توان یکی از نوابغ تاریخ به شمار آورد.

چندزبانه

پنه‌لوپه کروز (Penélope Cruz)

بازیگر زیبای اسپانیایی قادر است به چهار زبان زنده در دنیا صحبت کند: اسپانیایی، فرانسه،‌ ایتالیایی و انگلیسی

پنه‌لوپه در مادرید به دنیا آمد و در مدرسه زبان فرانسه را یاد گرفت. او برای بازیگری و به خاطر حرفه‌اش زبان انگلیسی و ایتالیایی را هم یاد گرفت. او حتی توانست به خاطر بازی فوق‌العاده‌اش در فیلم Non Ti Muovere ‌ ( تکان نخور) جایزه‌ی David di Donatello را دریافت کند.

چندزبانه

استیو کاوفمن


دیپلمات سابق کانادایی و زبان‌شناس و تئورسین آموزش زبان است. کافمن ۷۹ ساله قادر است به ۱۶ زبان مختلف به صورت روان صحبت کند. 

او معتقد بود که ترس ناشی از به کارگیری یک زبان جدید (موانع) می‌تواند با انگیز‌ه‌ای قوی‌تر و مقدار کافی از زمان سرمایه‌گذاری شده، کاهش یابد.

چندزبانه

جی رونالد روئل تالکین

جی. آر. آر. تالکین متولد سال ۱۸۹۲، زبان شناس بریتانیایی و خالق آثار هابیت و ارباب حلقه‌ها است. وی از جمله افرادی است که به زبان های علمی یا فراساخته علاقه زیادی داشته و ۱۵ زبان این چنینی نیز ساخته است. توصیه مشهورش وی این است: “از اسپرانتو پشتیبانی کنید”. تالکین اشاره کرده است که هدفش از نوشتن کتاب ارباب حلقه ها، ایجاد بستری بوده است که بتواند زبان‌های فراساخته اش را در آن به مرحله‌ی صحبت درآورد. حتی در سال ۱۹۵۷ برنده‌ی جایزه بین‌المللی داستان خیال‌پردازی به عنوان بهترین نویسنده‌ی سبک خیال پردازی برای ارباب حلقه‌ها شد.

تبدیل شدن تالکین به یک نابغه در زمینه‌ی زبان شناسی از مادر وی منشا می‌گیرد که زبان‌های لاتین، فرانسوی و آلمانی را از سنین پایین به او آموزش داد. زبان محبوب جی. آر. آر. تالکین، فنلاندی بوده است.

چندزبانه

ماریا گائتانا آنیزی

اولین پروفسور ریاضیات در دانشگاه، ماریا گائتانا آنیزی (به ایتالیایی: Maria Gaetana Agnesi) (زاده ۱۶ مه ۱۷۱۸ – درگذشته ۹ ژانویه ۱۷۹۹) ریاضی‌دان، فیلسوف، دانشمند الهیات و یک انسان دوست بود او نخستین زنی است که یک کتاب در رابطه با ریاضی نوشته‌است و نخستین زنی است که به عنوان استاد ریاضی دانشگاه انتخاب شده‌است.

آنیزی نخستین کتاب حساب دیفرانسیل و انتگرال را نوشته و هیئت علمی دانشگاه بولونیا بود هرچند که هرگز آنجا خدمت نکرد.

ماریا از همان دوران کودکی به عنوان بچه‌ای بسیار باهوش شناخته شد، او در پنج سالگی به دو زبان ایتالیایی و فرانسوی به خوبی صحبت می‌کرد. در سیزده سالگی زبان‌های یونانی، عبری، اسپانیایی، آلمانی و لاتین را به خوبی می‌دانست و همه به او نسبت فرد چندزبانه داده بودند.

او به ۷ زبان زنده در دنیا مسلط بود و می‌توانست به زبان ایتالیایی، فرانسه، یونانی، عبری،‌ اسپانیایی، آلمانی و لاتین صحبت کند.

او از سنین جوانی به چند زبان مختلف صحبت می‌کرد و به این ترتیب به او لقب «Seven-language orator»‌ یا «سخنران هفت زبانه» را دادند.

زبان، مدرسه و آموزشگاه

مشکلات آموزش زبان در مدارس + ۸ عامل برتری آموزشگاه‌های زبان

مقدمه

همانطور که در مقاله مربوط به سن یادگیری زبان در کودکان به طور مختصر اشاره شد، مدرسه بستر مناسب برای یادگیری زبان انگلیسی نمی‌باشد. ما در این مقاله به بررسی مشکلات آموزش زبان انگلیسی در مدارس پرداخته و سعی در آسیب‌شناسی آموزش زبان انگلیسی در مدارس خواهیم داشت. و به پاسخ این سوال خواهیم پرداخت که چرا آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران به یک چالش جدی تبدیل شده است؟

پرداختن به این مسئله که چرا یادگیری زبان انگلیسی مهم است و این همه رقابت و تبلیغات بر سر اهمیت یادگیری زبان انگلیسی و بهترین شیوه آموزش آن از کجا نشأت گرفته است، مجال دیگری می‌طلبد که در مقاله های بعدی به این مهم خواهیم پرداخت.

اما دعوای اصلی بر سر چیست و مهم ترین سوالی که در این میان مطرح می‌شود کدام است؟

چرا آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها، با وجود هزینه‌های گزاف و استفاده از امکانات مدرسه و دانشگاه هنوز نتوانسته‌اند بستر مناسبی برای یادگیری و تسلط بر زبان انگلیسی باشند؟

چرا این همه استخدام معلم زبان، هزینه‌های گزاف تالیف کتاب‌های درسی زبان انگلیسی، استفاده از امکانات و ساعت‌های آموزش مدرسه ، و از همه مهمتر و مهمتر از بین بردن بهترین سرمایه کودکان و نوجوانان هنوز راهکار مناسبی برای این مسئله اندیشیده نشده است؟

بله مهم‌ترین مسئله از بین رفتن سن طلایی یادگیری زبان کودکان است که در بین ساعت‌ها و هفته‌های تدریس بی‌برنامه و بی‌نتیجه آموزش و پرورش گم شده و نابود می‌شود و دیگر قابل جبران نخواهد بود.

مشکل ما زمانی حادتر خواهد شد که یک دانش‌آموز پس از سالها مطالعه زبان در مدرسه (از دوران راهنمایی تا پیش‌دانشگاهی) و ورود به دانشگاه وقتی بر سر کلاس‌های دانشگاه می‌نشیند از حرف‌های معلمان و بعضی دانشجویان دیگر چیزی سر در نمی‌آورد و حتی قادر نیست یک جمله ساده را با زبان انگلیسی مطرح و بیان کند و اینجاست که  متوجه می‌شود سایر هم‌کلاسی‌هایش زبان را از طریق آموزشگاه‌های زبان فراگرفته اند.

چه چیز خانواده‌ها و کودکان ما را به سمت آموزشگاه‌های زبان سوق می‌دهد و چرا؟

ابتدا باید به بررسی روند کار تدریس زبان انگلیسی در مدارس بپردازیم تا از لابه‌لای آن آسیب‌ها و مشکلات موجود را بررسی کنیم و نتیجه‌گیری نماییم.

چگونگی آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران

زبان انگلیسی در مدارس ایران از پایه راهنمایی شروع شده و تا پایان دوره متوسطه و پیش‌دانشگاهی ادامه دارد. اصولا هفته‌ای ۲ جلسه و هر جلسه یک‌و‌نیم ساعته برگزار می شود. کتاب‌ها براساس استانداردی تنظیم شده است که دانش‌آموز نهایتا در آزمون کنکور توانایی پاسخگویی به سوالات را داشته باشد یعنی آنچه بیش از همه در آموزش این کتب مورد توجه قرار گرفته است بخش گرامری زبان است.

آسیب‌شناسی آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران

۱. سیستم آموزش مدارس نمره محور است

سیستم حاکم بر مدارس ما سال‌هاست که رقابتی و نمره‌محور است، یعنی دانش‌آموزان همیشه تلاش می‌کنند تا گوی سبقت را از هم ربوده و نمره بهتری کسب کنند. حال آنکه زبان یک مهارت تیمی است و باید با همکاری و تعامل بدست آید.

بازی‌های کودکان را که خارج از مدارس و محیط آموزشی اتفاق می‌افتد نگاه کنید، آنها با هم تعامل می‌کنند، می‌سازند، می‌خندند، اشتباه می‌کنند، زندگی می‌کنند و می‌آموزند.

حال آنکه مدرسه یک محیط کاملاً رقابتی بدون هم‌فکری و همکاری است.

۲. زبان انگلیسی در مدارس با شیوه‌ای مبتنی بر «مطالعه» تدریس می شود

زبان در مدارس دقیقا شبیه تاریخ، اقتصاد، و … تدریس می‌شود یعنی مبتنی بر مطالعه و نه کاربردی که بعدا‌ً در خاطر دانش‌آموز بماند سیستم آموزشی ما همیشه مبتنی بر حفظیات بوده نه یادگیری کاربردی، در واقع هرآنچه که در مدرسه فراگرفته‌ایم نه تنها در خاطر نمانده است بلکه کاربردی هم در زندگی امروز ما ندارد، شاید باورش سخت باشد اما من هنوز هم بعضی مواقع خواب جلسه امتحان را می‌بینم که هیچ چیزی نمی‌دانم و از استرس و اضطراب زیاد یکدفعه از خواب می‌پرم. این ره‌آورد سالها خواندن و خواندن و خواندن مشتی اطلاعات جمع‌آوری شده در کتاب‌های مدارس ماست. به یاد داشته باشید، برای یادگیری و تسلط به زبان خارجی باید مهارت‌های خود را تقویت کنید و قرار نیست چیزی را حفظ کنید

۳. سیستم آموزش مدارس ما بیشتر «معلم محور» است

دانش‌آموزان ما در مدارس بیشتر منفعل هستند آنها فقط هر آنچه که معلم می‌گوید را می‌نویسند و می‌خوانند، و خودشان در اغلب موارد هیچ تعامل و همکاری در روند آموزشی ندارند.

این سیستم بيشتر يک طرفه است، به طوري که آموزش‌دهنده، فعال و يادگيرنده، غير‌فعال است و گفت‌و‌گويي که بايد ميان اين دو نفر صورت گيرد، عملي نمي‌شود. آموزش دهنده سعي نمي‌کند فراگير را به گونه‌اي با موضوع درگير کند و همه تلاش‌ها مبتني بر انتقال يک سويه مطالب است

یک مدرس زبان خارجی باید رهبر، تسهیل‌گر، انگیزه‌بخش و تولیدکننده محتوا باشد، باید بتواند به دانش‌آموزان نشان دهد که معلم فقط نقش راهنما را برای آنها دارد.

۴. یادگیری زبان نیاز به علاقه و اشتیاق دارد

 در مدارس همه دانش آموزانی که در یک کلاس می‌نشینند باید زبان را یاد بگیرند، ممکن است بعضی آنها در سطوح بالاتر و بعضی در سطوح پایین‌تر باشند، حتی ممکن است در مواردی اصلا به زبان علاقه‌ای نداشته باشند

در زبان انگلیسی، یک سخن آموزنده وجود دارد که می‌گوید:

“You can lead a horse to water, but you can’t make it drink”

شما می‌توانید یک اسب را تا چشمه ببرید، اما نمی‌توانید او را مجبور کنید آب بنوشد.

۵. شیوه آموزشی معلمان در مدارس یکدست نیست

تا جایی که در خاطرم هست در تمام طول سال‌های تحصیل معلمان بر سر تلفظ صحیح (th) با هم اختلاف نظر داشتند، بعضی آن را (د) تلفظ می کردند، بعضی (س)، بعضی (ث)، بعضی (ذ) و بعضی اصرار داشتند که زبان باید بین دندان های جلویی بالا قرار گیرد. و من هنوز هم برای تلفظ صحیح گاه دچار مشکل می‌شوم.

و یا بسیاری از کلماتی که با تلفظ‌های عجیب و اشتباه هنوز در ذهن ما حک شده است ، معلمان ما را برای استفاده از دیکشنری راهنمایی نمی‌کردند تا از ابتدا بصورت اصولی و آکادمیک تلفظ در زبان را بیاموزیم.

دلایل موفقیت آموزشگاه‌های زبان نسبت به مدارس

آموزش زبان

۱. زبان‌آموزان با علاقه، انگیزه و هدف وارد آموزشگاه‌های زبان می‌شوند.

آنها آماده‌اند تا مسیر طولانی را طی کنند تا به اهدافشان برسند و اگر در بین راه هم بنا به هر دلیل از ادامه مسیر منصرف شدند به راحتی کنار زده و مجبور به ادامه راه نیستند. اما در مدارس اگر علاقه و انگیزه‌ای هم در کار نباشد باید تمام سال‌های تحصیل را کج‌دار و مریض طی کنند.

۲. زبان آموزان در بدو ورود به آموزشگاه‌های زبان تعیین سطح می‌شوند

موسسه برطبق سطح علمی زبان‌آموز کلاس و استاد مناسب را برای او در نظر می گیرد. حال آنکه در مدارس همه دانش‌آموزان یک کلاس با هر سطح از زبان که هستند باید یک کتاب و استاد مشترک داشته باشند. دانش آموزان با آنکه در یک سطح از زبان نیستند باید سر یک کلاس بنشینند.

۳. اساتيد در موسسه‌هاي زبان با تعیین سطح و مصاحبه گزینش و انتخاب مي‌شوند

اساتید بايد دائماً خود را به روز نگه دارند و با کتاب‌هاي جديد و روش تدريس آنها آشنا شوند و شیوه‌های تدریس یکسان و برنامه‌ریزی شده دارند. اما در آموزش و پرورش با آنکه معلمان از طریق آزمون انتخاب می‌شوند و رشته آنها مرتبط است اما دیگر مورد مصاحبه و ارزیابی قرار نخواهند گرفت.

۴. کلاس‌های موسسات زبان از سنین پایین شروع می‌شود.

موسسات زبان بهترین سن برای یادگیری زبان کودکان را به هدر نمی دهند آنها برای کودک با توجه به سطح و توانائیش کلاس برگزار می‌کنند. اما در مدارس این مقوله صرفا از دوران راهنمایی شروع شده و سال‌های اولیه یادگیری زبان برای دانش‌آموز از بین می رود.

۵. آموزش زبان در آموزشگاه‌ها دو‌طرفه و چه بسا گروهی است

کلاس‌های زبان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تعداد زبان‌آموزان کم بوده و آنها در یک کلاس دور هم می‌نشینند و در فرایند یادگیری درگیر هستند و چه بسا بیش از نیمی از ساعت برگزاری کلاس فعالیت‌های گروهی برگزار می‌شود تا علاوه بر مهارت گرامر- خواندن- نوشتن، مهارت گوش دادن و صحبت کردن آنها تقویت شود چیزی که در یادگیری یک زبان جدید اهمیت به سزایی دارد.

به این مثال توجه کنید:

کودک زمانی که به دنیا می‌آید فقط و فقط از طریق شنیدن و مشارکت در گفت‌و‌گو با والدین و اطرافیان است که به زبان مادری خود مسلط شده و به خوبی آن را فرا می‌گیرد. حال آنکه او تا سال اول مدرسه اصلا توانایی نوشتن یا خواندن را ندارد. پس آنچه بیش از همه اهمیت دارد تقویت مهارت شنیدن و صحبت‌کردن در یک زبان است که این مهم در مدارس ایران اصلا‌ً جایگاهی ندارد.

علاوه بر این در مدارس با افزایش تعداد فراگیران در واقع معلمان فرصت رسیدگی به تک‌تک دانش آموزان و صحبت کردن با آنها را نخواهند داشت.

منابع به روز زبان

۶. استفاده از کتب و منابع به روز

آموزشگاه‌ها می‌توانند از به‌روزترین و پیشرفته‌ترین  منابع جدید درسی و آموزشی برای کلاس‌های خود استفاده کنند. حال آنکه در مدارس همان کتب سال‌های قبل تدریس می‌شود. اگر کتب درسی زبان مدارس را بررسی کنید متوجه می‌شوید که با وجود تغییرات ظاهری و محتوایی بسیار اندک هنوز هم همان مطالب قبلی و با همان شیوه قدیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

۷. شیوه درست فراگیری لغات و عبارات

یکی از بزرگترین چالش‌هایی که من و هم‌کلاسی‌هایم همیشه در مدرسه با آن روبه‌رو بودیم واژه های جدید زیادی بود که در هر درس پشت سر هم ردیف می‌شدند و گاه مجبور به حفظ کردن 20 الی 30 واژه جدید بودیم، حال آنکه در کتاب‌های آموزشگاهی در روند هر درس واژه‌های اندکی وجود دارند و هر واژه چندین بار در کتاب و در روند یادگیری و فعالیت گروهی کلاس آنقدر تکرار شده و در نوشتن و مکالمه مورد استفاده قرار می‌گیرد که ملکه ذهن می‌شود و جالب‌تر آنجاست که بنا به درخواست استاد بسیاری از این کلمات در دیکشنری جستجو می‌شوند، ساختار، معنی و تلفظ و کاربرد آنها به خوبی فرا گرفته می‌شود.

۸. ساعات و کیفیت یادگیری بالا  

ساعت‌های یادگیری در کلاس‌های آموزشگاه‌ها بیشتر و با کیفیت بالاتر است، اگر این ویژگی را در کنار تعداد کم زبان‌آموزان در کلاس و کیفیت بالای آموزشی قرار دهیم به بازدهی بالای این کلاس‌ها ایمان می‌آوریم حال آنکه برطبق آنچه گفته شد کلاس‌های مدارس حداکثر 3 ساعت در هفته و با تاکید بر گرفتن نمره بالاتر، تعداد زیاد دانش‌آموزان در کلاس، و معلم محور بودن بازدهی بسیار پایینی دارند.

نتیجه‌گیری:

باید از حق نگذریم که مدارس با توجه به امکانات محدود و تعداد بالای دانش‌آموزان نمی‌توانند بازدهی خوبی برای کلاس‌های زبان داشته باشند و نیز ره‌آوردی برای دانش آموز نخواهند داشت.  و این کار مستلزم بکارگیری هزینه‌ها و صرف امکانات بیشتر خواهد بود، اگر آموزش و پرورش آموزش زبان دانش‌آموزان را به بخش خصوصی و آموزشگاه‌های زبان که تجربه و امکانات لازم را دارند واگذار نماید شاید بازدهی بیشتر و بهتری خواهد داشت و مشکلات بسیاری از پیش پای دانش آموزان برداشته خواهد شد.

چکیده

آموزش زبان نیاز به علاقه و انگیزه دارد.
اساتید باید به‌ روز و آموزش‌دیده باشند.
همه دانش‌آموزان در یک سطح از یادگیری نیستند.
فراگیری زبان باید بصورت گروهی و گفتگو‌محور باشد.
امکانات و کتب آموزشی باید بر طبق آخرین تغییرات باشد.
بهترین سن برای یادگیری زبان سوم ابتدایی به بعد خواهد بود.